سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتش بود در این خانه
که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری
دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ
جانانه بسوخت حافظ


‌
دیدگاه ها (۱)

مولا، دلِ من جز تو پناهی نخواهدچشمم به رهت، جز تو نگاهی نخوا...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

کبوتر طوقی

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط