پارت ۳۷ ☆
پارت ۳۷ ☆
رها :خب داشتی میگفتی چی شده شما پسر باز شدی !!؟؟؟؟؟
-بیشعور این بدبخت آبجی و داداشش ماشینشو بردن کرج پنج کردن و کیلیداشم تو ماشین بوده میخواست تو پارک بخوابه بارون گرفت گفتم بیاد اینجا سرما نخوره اوکی ؟
رها :خیلی منطقی نیست ولی قبول میکنم حالا کجا میخوابه ؟
- رو مبل
رها:رو مبل !گناه داره بزار رو تخت بخوابه
-تخت کی ؟من یا تو ؟
رها :خب من که خودم دوست پسر دارم توهم که بعید میدونم بزاری یه پسر کنارت بخوابه پس همون مبل بهتره
-آفرین دیگه نبینم جلو این حرف چرتی بزنی خب !
رها :باشه
و باهم از اتاق اومدیم بیرون
پرهام روی مبل نشسته بود و محو تماشای فیلم بود آروم از رها پرسیدم :فیلم چیه ؟ صحنه که نداره ؟
رها:نه نداره مطمئن باش
نشستیم رو مبل ............
رمان گره #ماکانی
رها :خب داشتی میگفتی چی شده شما پسر باز شدی !!؟؟؟؟؟
-بیشعور این بدبخت آبجی و داداشش ماشینشو بردن کرج پنج کردن و کیلیداشم تو ماشین بوده میخواست تو پارک بخوابه بارون گرفت گفتم بیاد اینجا سرما نخوره اوکی ؟
رها :خیلی منطقی نیست ولی قبول میکنم حالا کجا میخوابه ؟
- رو مبل
رها:رو مبل !گناه داره بزار رو تخت بخوابه
-تخت کی ؟من یا تو ؟
رها :خب من که خودم دوست پسر دارم توهم که بعید میدونم بزاری یه پسر کنارت بخوابه پس همون مبل بهتره
-آفرین دیگه نبینم جلو این حرف چرتی بزنی خب !
رها :باشه
و باهم از اتاق اومدیم بیرون
پرهام روی مبل نشسته بود و محو تماشای فیلم بود آروم از رها پرسیدم :فیلم چیه ؟ صحنه که نداره ؟
رها:نه نداره مطمئن باش
نشستیم رو مبل ............
رمان گره #ماکانی
- ۷.۱k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط