بذار که کوله بارمو ، رو شونه ی شب بذارم

بذار که کوله بارمو ، رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم ..
داغِ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سردِ این قفس ، منتظر پَر زدنم ..
من از تبار غربتم ، از آرزوهای محال
قصه‌ی ما تموم شده با یه علامت سوال
دیدگاه ها (۱)

ادامه

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت هفت

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

چند پارتی بازی ممنوع

فاصله یک لبخند تا جنون

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو یه خا...

شادمهر

علامت سوال ... شادمهر جانِ عقیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط