کودکی را دیدم گریه میکرد و میگفت کسی بامن بازی نمیکند !

کودکی را دیدم گریه میکرد و میگفت کسی بامن بازی نمیکند ! ته دلم گفتم تو بزرگ شو ببین که چه بازیهایی روزگار با دلت میکند!!
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﻤﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦﺣﺮﻑ ﻧﻤﯿﺰﻧﯿﻢ ... ﭼﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﻠ...

مَـــــــــــــــن...تو زندگــے یه وَقتایــے باختم•••یه وَقت...

ﻫﻤﯿﺸـﻪ ﻧﻤـﮯ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺑـﮯ ﺧﯿـﺎﻟﮯ ﻭﮔﻔـﺖ :ﺗﻨﻬـﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ...

از تو به کجا شکایت کنم ؟اینجا همه طرفدار تو هستندجسممروحمقلب...

من وقتی کوچیک بودم و الان چه تغیری کردم .

پارت36 قمار یا زندگی

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره.....

جنده از بلاکی درم بیار ببین چیکارت میکنم حروم زاده درست بهت ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

رمان دخت من

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط