تو بخواه

تو بخواه
تا من برایت بمیرم
به طمع یک بوسه
با طعم نارنجی
یا هر رنگی تو بخواهی.
هرچقدر هم که عاشقت باشم
نمی توانم عاشقی ام را
به تو ترجیح دهم
هر چقدر که عاشقی بلد باشم
خرج تو می کنم
به جاش
تو برای من لبخند بزن.
می شود؟
همه ی کوچه ها را گشته ام
ایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک ها
کافه های شلوغ
پاتوق های کوچک
خیابان ها و میدان ها
حالا من
به آسمان هم
نگاه نمی کنم
زیرا در آنجا هم نیستی
آب شده ای در چشم هام
یک قطره ی پاک.
خانه را هم گشته ام
بانوی من!
می شود کمد لباس را باز کنم
تو آنجا باشی و بخندی باز؟
می شود؟
کاش می شد حرف نزنم
و فقط دست‌هات را
روی تنم لمس کنم .
دیدگاه ها (۱)

من دریافته ام که دوست داشته شدن هیچ نیست.و اما دوست داشتن هم...

ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﻭ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ...

غیر از تو ،هرکه بود!هر آنچه نمود ،نیست.....#حمید_مصدق

گل ﻣﺤﻤﺪی ﻣﻦ ، ﻣﭙﺮس ﺣﺎل ﻣﺮاﺑﻪ ﻏﻢ دﭼﺎر ﭼﻨﺎﻧﻢ، ﮐﻪ ﻏﻢ دﭼﺎر ﻣﻦ اﺳ...

عشق شرطی

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط