یکی گرفتار و یکی در بند رضای دگران

یکی گرفتار و یکی در بند رضای دگران
یکی ز درد هلاک و یکی دوای دگران

......./ سعید
دیدگاه ها (۶)

در صف عشاق گو لاف نظربازی مزنآن که دلش ز خون دیده مالامال نی...

چون رند و عاشق شدی ؛ ازحادثه بیم مدارحتی که عجل ز کناری به ...

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربتدل نهادم به صبوری که جز ا...

....../ سعید

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

اگر رسیدی و من زیر خاک‌ها بودماسیر تنگی تلخ مُغاک‌ها بودماگر...

خوب گشاد زیاد داریم و افراد خیلی کمی ژانر گفتن پسسس....یکی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط