تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ند

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ندیدی که با هر قدم سوختم و آب شدم…
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﻄﺮِ ﺁﻫﺴﺘﻪﮮ ﻫﻮﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢﻃــــــــﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎﺯﻩﮔﯽﻫﺎﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ...

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﮐــﯽ ﺳﯿـــــــﮕﺎﺭ ﻻﺯﻡ ﻣﯿﺸﻦ ؟؟؟ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻪ ﻗﺪ...

ﺁﺳﻤـــــــــــﺎﻥ ...ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺩﻟــــــﻢ ﯾﮏ ﺟـــــﻮﺭ ﺍﺳﺖ !...

صدایت را که شنیدم دلم لرزیددلتنگت شده بودممیدانی عاشق تو بود...

به گلاب گفتم: چه خوشبویی؟گفت: گل بودمبه دست روزگار چیده شدمو...

بیا دوباره در این کوچه‌ها قدم بزنیم…#سمیه_نامداری#شعرخوانی #...

پروانه وار سوختم از شوق روی توآتش زد و بر جان منسوخ و طن شدم...

امدم ویس یه سر بزنم و با این صحنه زیبا مواجه شدم 🤩😊

*+یعنی باور کنم.. ارباب کیم میخواد تسلیم پسری که میگفت قراره...

کوچه را با عشق تو آب و جارو میزنماللهم عجل لولیک الفرج

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

ویدیوروبیخیالپرتاب شو تو این پست اگع ندیدی😧https://wisgoon.c...

وایی تو هنوز اسلی این بانو رو ندیدی ریلترین آهیون اصلا معلوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط