بیا نقاشی بکشیم:

بیا نقاشی بکشیم:
من، تو و دنیای من و تو
اول خورشید می کشم، از مهربانیت بده باید خورشید را رنگ کنم.
نوبت کوه است؛ اقتدار و غرورت را می خواهم...
لحظه لحظه ی مردانگیت را جمع کرده ام، روی تصویر می پاشم؛ زمینمان باید سبز باشد!!!
خورشید، زمین، کوه،...
جای آب خالیست.
بیا یک رودخانه کنارمان بکشیم، این بار از صداقتمان برمی دارم. یادمان باشد، از این آب هر روز می نوشیم، رودخانه باید زلال باشد.
آه آسمان را فراموش کردم!
با آرامش، یک تم آبی روی صفحه می گذارم.
لطفا کمی از دلتنگی هایمان را بیاور، می خواهم چند تکه ابر در آسمان باشد.
از سبد زندگی، محبت و دوست داشتنمان را بیرون می آورم
روی سبزه ها باید گل باشد.
گوش کن....
صدای سکوت را می شنوی؟؟؟
چند تا بچه آهوی شاد، با شیطنتمان....
چند قدم نزدیکتر بیا...
بیا...
قلم مو را بگیر!
حالا نوبت توست؛
من و تو هنوز مانده ایم.....
دیدگاه ها (۶)

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم..یکی کوچک یکی بزرگ یکی ب...

بي پروا باش ، براي نشان دادن کودکي درونت ....گاهي به آغوش کش...

.خوشاروزی که مهدی (ع) بازگرددانالمهدی طنین اندازگرددبه ...

هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند.....هرگاه غمگینم یاد تو شادم...

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار...

بـه وسـعت خـورشیـد و مـاه، بـه بلنـدای کـوه، بـه سبـزی بـرگ ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁴صدای رودخانه، سکوت میانشان را پر ک...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط