سال ها رفته و باز

سال ها رفته و باز
تپش گرم ترین خاطره ها
می فشارد دل خاموشم را
به تو می اندیشم
و به آن ثانیه هایی که گذشت
و به بی تابی قلبی که شکست
تو بیا باران باش
و بر این تازه گل خسته ببار
تو بیا آتش باش
تو بیا جاری باش
تو بیا باور کن
عشق هم حس غریب تپش آینه هاست
تو بیا آینه باش
دیدگاه ها (۲)

بوی دریا میدهد دریا کنار چشم توعشق میریزد فقط از ابشار چشم ت...

بزن دف را که من امشب خراب یاد دلدارمپرُ از عشقم ولبریزم تُهی...

نگو به من گناه تو به پایِ من حساب نیستکه از تو آرزویِ من بجز...

جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده اممن خدای گمشده را تازه پ...

وقتی سرما خورده بود و...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۹: حقیقتی که دیگر پنهان نماندمادر سوآ با ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۱: حقیقتی که فقط یک نفر شنیدهوای بیرون قص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط