خورشید دیوانه هر روز سلام می کند و می خندد ...

خورشید دیوانه هر روز سلام می کند و می خندد ...

دیوانه تر از خورشید

من و ماهیم
که هر شب در خانه ات آفتابی می شویم
...

دیوانه های این شهر زیاد نیست

یکی منم

یکی ماه

یکی خورشید ...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

هوراا، بی‌ایدگی! YvY-بله، درود به همگی. ✨چندتا آرت و بله..من...

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

⁨مادرم فاطمه جانبه حقِ پهلوی شکسته‌اتپناهِ دل‌های شکسته باشو...

چه چیزی از جهان کم می‌شد اگر خدا تو را به من می‌داد و کجای ج...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

dark life = 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط