راه دیگری باقی نمانده بود جز آنکه صورتم را به دیوار بچسبا

راه دیگری باقی نمانده بود جز آنکه صورتم را به دیوار بچسبانم و بگذارم خنکایش به تنم آغشته شود.
آدمیزاد است دیگر گاهی ترجیح می دهد به جای پیدا کردن راه فرار با دیوار روبه رویش خو بگیرد...
دیدگاه ها (۱)

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

#حکایت_قدیمی باغبانی که نمی‌توانست دزدان را بگیردچنین حکایت ...

رز آبی پارت ۲۵

LESSON

فیککککککک های جدید

پارت ۲۸ — «دختر خاندان چو»فردای آن روز، قصر از همیشه شلوغ‌تر...

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط