شب در خم گیسوی تو عابر میشد

شب در خم گیسوی تو عابر میشد
با هر نفست بهار ظاهر میشد

ای فلسفه ی شگفت، افلاطون هم
با دیدن چشمان تو عاشق میشد...
دیدگاه ها (۳)

من ازاین فاصله ها دلگیرمبی تواینجا چه غریبانه شبی میمیرمساعت...

ﻧﺸﻮﺩ فاش ﮐﺴـی ، ﺁﻧﭽﻪ میان ﻣﻦ و ﺗﻮﺳﺖ . . .ﺗﺎ اشارات ﻧَﻈﺮ ، ﻧﺎ...

وه که بازم فلک انداخت به غوغای دگرمن به جای دگر افتادم و دل ...

جون

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

بچه ها ی سناریو چصی نوشتم اما نمیدونم پستش کنم یا نه چون نمی...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط