شب در خم گیسوی تو عابر میشد
شب در خم گیسوی تو عابر میشد
با هر نفست بهار ظاهر میشد
ای فلسفه ی شگفت، افلاطون هم
با دیدن چشمان تو عاشق میشد...
با هر نفست بهار ظاهر میشد
ای فلسفه ی شگفت، افلاطون هم
با دیدن چشمان تو عاشق میشد...
- ۸۰۰
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط