ما درد را مینوشیم

ما درد را مینوشیم

حسرت را باذره ذرۀ جانمان حس می کنیم

تن پوشمان وهم است ,روزهامان لحظه لحظه جلوۀ سراب دارد!

ماه شبهامان رنگ خون ,از آسمانمان گریه می بارد

ما خود دردیم

ما خود از این زندگی سردیم

ای زمین تو دیگر چرا؟

تو دیگر چرا؟
دیدگاه ها (۵)

آدما نباس دوست پیدا کننچون وقتی میرنوقتی دیگه نمیشه بهشون زن...

با اینکه ازم دوری ولی هروقت دست میزارم رو قلبم میبینم هنوز س...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

دلم برای تو می سوزد،که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می ک...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

چند پارتی جونگ کوک

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

اوه، اوه، قلب عزیز من،این دوری سخته؟اوه، اوه، قلب عزیز من،بگ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

dark life = 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط