تهمت سُرمه به آن چشمِ سیَه

تهمت سُرمه به آن چشمِ سیَه
عین خطاست

سُرمه گردیست، که خیزد
ز صفِ مژگانش
#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۵)

لهجه‌ات را غلاف کن ای عشقزخمی‌ام از زبان نوک‌تیزتشمس مولای ب...

تا نبندی ز سخن لب ، نشود دل گویانطق عیسی ثمرِ روزه مریم باشد...

گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی #سعدی

گر با دگران به ز منی وای بمنور با همه کس همچو منی وای همه  #...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

#شعر_قدیمی 🍃در زلف ناامیدی روی امید باشدصبح امید یعقوب چشم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط