من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
سعدی
دیدگاه ها (۲)

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم...

طفیل هستی عشقند آدمی و پریارادتی بنما تا سعادتی ببریبکوش خوا...

شده لبریز میِ بوسه به جامِ دهنشوای ساقی! چه شود گر برسانی به...

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرمبرفت در همه عالم به بی دلی خبر...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

عاشقانه های شبنم

رمان آرام باش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط