***روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیست

***روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیست

یادی از من در دلش ، اکنون دگر نیست که نیست


عشق پاکی بود و یک دنیا صفا در بین ما

اما اکنون اثری از ان همه روزهای خوب نیست 

که نیست


در کنار من تو بودی و فقط عشق تو بود

اما افسوس اثری از تو دگر نیست که نیست


دست گرمی بود و یک دنیا صفا در دست تو

حلقه ای در دست من بود دگر نیست که نیست


روزی می اید که برگردی پشیمان نازنین

اما افسوس اثری از من مگر در زیر خاک نیست

 که نیست***
دیدگاه ها (۲)

***هر کی اومد تو زندگیم ، میبردمش تا اسمونامروز میشد رفیق را...

***بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارماه ای خفته که من چشم به...

***کاش میشد هیچکس تنها نبودکاش میشد دیدنت رویا نبودگفته بودی...

***هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیاف...

مدَّتی هست که از دست خودم بیزارممثل ابری که دلش تنگ شده می‌ب...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط