دختري با ظاهري ساده از خيابان مي گذشت كه پسري در

دختري با ظاهري ساده از خيابان مي گذشت كه پسري در پياده رو به او گفت: «چطوري سبيلو ؟» دختر خونسرد، تبسمي كرد و جواب داد: « وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي كني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي ذارم تا جامعه ، احساس كمبود مرد نداشته باشه. ...
دیدگاه ها (۲)

واسا دنیا من میخوام پیاده شم …- همینجا…؟+ بله لطفا! چند میشه...

گربه بیچاره تلف شد!

...

خدا منو پیشاپیش بیامرزه...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت یازدهم | وقتی نقاب می‌افتدبع...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط