زیبا شدهای تا که پریشان تو باشم
زیبا شدهای تا که پریشان تو باشم
در عالم شب شاعر چشمان تو باشم
برگرد که سرمای غمت باز نگردد
سخت است که درگیر زمستان تو باشم
امشب دل دیوانهی من عاشق و مست است
بد نیست که همواره غزل خوان تو باشم
یک ذره بیا در دل شب همقدمم باش
تا رهگذر سرمست خیابان تو باشم
آشوب نکن ساحل آرام دلت را
سخت است که ویرانهی طوفان تو باشم
در عالم شب شاعر چشمان تو باشم
برگرد که سرمای غمت باز نگردد
سخت است که درگیر زمستان تو باشم
امشب دل دیوانهی من عاشق و مست است
بد نیست که همواره غزل خوان تو باشم
یک ذره بیا در دل شب همقدمم باش
تا رهگذر سرمست خیابان تو باشم
آشوب نکن ساحل آرام دلت را
سخت است که ویرانهی طوفان تو باشم
- ۴.۰k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط