❥ ❣❦❧ خــــــــــــدایـــــــــــا ❥ ❣❦❧

❥ ❣❦❧ خــــــــــــدایـــــــــــا ❥ ❣❦❧
↺ از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت... ↻
اما شکایتم را پس میگیرم... ❢❢❢
☜من نفهمیدم...☞
✵فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...✵
✔ نگاهم به تو باشد... ✔
⇤ گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست... ❢❢❢ ⇥
✗✗ معنایش این نیست که تنهایم... ✗✗
✘†♂ معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت... ✘†♂
✌ با تو تنهایی معنا ندارد... ✌
╰★╮ مانده ام تو را نداشتم.
چه میکردم...
دیدگاه ها (۱۹)

خدایـــــا…از بــد کردن آدمهایتــــشکایتـــــ داشتـــــم به ...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏6●•_ویلیام جیمز موریارتی_چند د...

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

مافیای من

★彡   Part 31 彡★ وقت اجرای پلن B بود.اونقدر جیغ میکشم تا کسی ...

وقتی مریض بودی ولی …

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:4یونا:اره مامانی توروخدا ...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط