در این لحظه از زمان من این متن را مینویسم!

در این لحظه از زمان من این متن را مینویسم!
لحظاتی بعد تو این را میخوانی...
همین لحظه فرزندی را روی سینه مادرش گذاشتند
همین لحظه فرزندی متولد شده مرد
همین لحظه قلبی شکست و اشک ریخته شد
همین لحظه سیلی بر گوش پسری خورد
همین لحظه کسی غرق در خوشحالی تمام است
همین لحظه دیگری از شدت غم بی زار است
همین لحظه جوانی برای عشقش رگی زد
همین لحظه دختری مجبور به تن فروشی خود شد
همین لحظه کسی جان داد و از این دنیا رفت
همین لحظه کسی بعد از سال ها کما به هوش امد
همین لحظه کسی سر گرسنه سر بر بالشت گذاشت
همین لحظه دیگری کلی غذا را حیف میل کرد
همین لحظه دیگری مجبور به ترک دیگری شد
همین لحظه ..
همین لحظه تو این متن را خواندی و هزاران لحظه ها از ذهن تو عبور کرد!
همه ی لحظه های من و تو و دیگری فرق دارد ؛
دنیا برای درد من ، درد تو نمی ایستید و راه خود را ادامه میدهد..

#خاص
دیدگاه ها (۱)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

part 4سرمو بالا آوردم.+بله...لبخند خیلی محوی گوشه لبش نشست.....

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

From Hatred to My Love

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط