مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر ۳ ساله اش در مقابلش زانو

مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر ۳ ساله اش در مقابلش زانو زد و اجازه گرفت !
پرسیدم :
چرا چنین کردی ؟
گفت :
اینگونه یاد میگیرد که همیشه برای بوسیدنش اجازه لازم است و اجازه ندهد! هر کسی او را راحت ببوسد . یاد میگیرد که او با ارزش ترین موجود زمین است
دیدگاه ها (۹)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

پارت هشتم | تنبیه مشترکصبح روز بعد...لیانا هنوز از اتفاق دیر...

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

مهمونی پارت آخر

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو میکا_____وارد سالن ...

باران شدیدی روی شیشه‌های عمارت می‌کوبید.ا.ت با اخم جلوی پنجر...

سلام بچه ها اینشون یه نویسنده بینظیر هستند تازه فقط یه پارت ...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط