#پروف

دوست داری از کجای این جهنم ،برایت قصه بگویم ؟!
از امنیتی که حتی در خواب هم نداشته ام
یا دلهره هایی که
دست از سر سایه ام هم بر نمی دارند؟!
می خواهم یکبار
به اندازه تمام بی کسی هایم
با همه ی بغض های خشکیده در این گلو
فریاد بزنم
می خواهم اینبار خودم باشم
و نشنوم صدایت را
وقتی تأکید می کنی که :
«هیس! دخترها فریاد نمی زنند '🙂💔'
دیدگاه ها (۱)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط