در تعبیرات دینی ما آمده است هیچ مرضی نیست مگر اینکه خدا ب
در تعبیرات دینی ما آمده است هیچ مرضی نیست مگر اینکه خدا برای او دوایی خلق کرده است؛ فقط مرض حماقت است که بی درمان است! (حُمق) معنایی دارد، معنای حمق این نیست که کسی سفیهانه کار بکند،این یک حمق رایج است که همگان می فهمند.حمق یک خطری است که بسیاری از انسان ها ممکن است مبتلا باشند و ندانند که گرفتار چنین خطری هستند! اما اینکه در روایت دارد به استثنای حمق، احمق را نمی شود معالجه کرد؛ برای این که احمق درد دارد،یک؛ تشخیص نمی دهد،دو؛ مراجعه نمی کند،سه؛ و همچنان می ماند و هلاک می شود،چهار. این تخصصاً خارج است نه تخصیصاً! برای حمق هم یک راهی است،همه رهبری ها و هدایت های حکیمانه برای حمق زدایی است؛ منتها مشکل این است که احمق بیمار هست و نمی داند که بیمار هست! وقتی احساس درد نکرد،به طبیب مراجعه نمی کند. این سخن در جوامع دینی ما از وجود مبارک عیسای مسیح است که فرمود: من بیمارها را درمان کرده ام،کورهای مادرزاد را، کسانی که به بیماری پیسی مبتلا بودند درمان کرده ام؛ مرده ها را زنده کرده ام؛ ولی نتوانستم احمق را شفا دهم!!چرا؟ چون احمق بدتر از مرده است، مرده چون اختیاری ندارد در اختیار دَمِ مسیحاست.دَمِ مسیحایی عیسی مسیح مرده را زنده می کند به اذن خدا، اما احمق در اختیار قرار نمی گیرد، در برابر دَم اعتراض می کند. فرمود: من اکمه و ابرص را معالجه کردم،مرده را زنده کردم،چون در اختیار من بودند؛ اما احمق در برابر من می ایستد.عرض کردند احمق کیست؟ فرمود: یک انسان خودپسند،انسانی که از خود راضی است. احمق معنایش این نیست که به عرفیات آشنا نباشد،آن یک حُمقی است که همگان می دانند. آن ساده لوحی که همه از بساطت او مستحضرند که لازم نیست وضعش را انبیاء شرح بدهند.
- ۹۳۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط