#پارت_سه_احمق_فنچ_من

#پارت_سه_احمق_فنچ_من
با بغض شرو کردم به تایپ کردن
+باید یه چیزیو بهت بگم
همون موقع سین زد و گف
_نمیخام گوش کنم
+اما مجبوری
بیا قبول کنیم که من لاشی بودم ولی توعم هزار بار بم قول داده بودی که از پیشم نری اصن تو قولاتو یادته؟ بزار یادت بیام من لاشی بودم ولی تو گفتی ولت نمیکنم وایمیسم ادمت میکنم
گفتی هرکیو ول کنم تورو ول نمیکنم بیا قبول کنیم توعم اندازه من اشتباه کردی
توعم مث همه تنهام گذاشتو رفتی و با بقیع هیچ فرقی نداشتی
توکه پایه موندن نداری اخه چرا یکیو وابسته میکنی چرا الکی قول میدی میدونی من از تو تو ذهنم خدا ساخته بودم اما با بقیه ادما هیچ فرقی نداشتی


ارین هیچ وقت عادت نداشت احساساتشو بگه یا قربون صدقه ی کسی بره اون همیشه با کاراش ثابت میکرد که چقد مهمی براش
من چند بار خیانت کردم بش
و اون هردفعه بهم یه فرصت داد
اما یه بار وقتی از خاب بیدار شدم دیدم گفته همه چی تموم شد و بلاکم کرده

من واقعن بعد کاتمون خیلی اذیت شدم
هرکاری میتونسم کردم تا برگرده اما نشد
تصمیم گرفتم برای بار اخر حرف دلمو بش بگم

اون در جواب همه ی پیامام گف
_اصن یه لاشی روی زمین باشه منم
+من اینو نگفتم
_من میگم
+همین حرف دیگه ای نداری؟
_من با تو هیچ حرفی ندارم
+عوکی ولی تو قول داده بودی منم رو قولات حساب کرده بودم
_من به ادمیزاد قول داده بودم نه تویی که با ده نفر دیگه هسی
دیدگاه ها (۸)

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

P9 . PRISAN MAFIA.

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

دختر تنها{3}

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط