عشق من امشب مرا دیوانه کن

عشق من امشب مرا دیوانه کن
لحظه هایم را ز غم بیگانه کن

باز از جام شرابت مست مست
با نگاهت قلب را ویرانه کن

من نمیگویم بمان با من ولی
چند روزی در وجودم خانه کن

قسمتم این دوریه و دیوانگیست
خنده هایی مبهمو مستانه کن

نازنینا ناز کن نازت دلو دین میبرد
این خمار بی خبر را راهیه میخانه کن
دیدگاه ها (۱)

تو به قول غزل از ماه کمی ماه تریتو از این شاعر بی قافیه آگاه...

قول دادم که دگر عشق گدایی نکنمبا تو حتی سخنی از سر زاری نکنم...

ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩﻟﻔﺮﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡﺗﺎ ﺑﺨﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﺁﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕ...

.

عاشقانه های شبنم

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا ديوانه کنلحظه هايم را ز غم بيگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم را ز غم بیگانه کنباز از ج...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم ز غم بیگانه کنباز از جام ...

عشق من امشب مرا دیوانه کنلحظه هایم ز غم بیگانه کن باز از جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط