با دل روشن، در این ظلمت

با دل روشن، در این ظلمت

سر افتاده ام

نور مهتابم، که در ویرانه ها

افتاده ام سایه پرورد بهشتم ،

از چه گشتم صید خاک؟

تیره بختی بین، کجا بودم

کجا افتاده ام ....

رهی معیری
دیدگاه ها (۱)

تا عشق در اندیشه ی ما خانه بسازدبا عقل بگو با دل دیوانه بساز...

"ای ساقیا!!! مستانه رو،،، آن یار، را آواز ...

ما خانه بدوشیم وجهان خانه ما نیست ًدر حلقه ما نیست هر آنکس ک...

پروردگار مهربان،دوباره صبح شده است… یاریمان کن امروز را با ع...

# سایه محافظ ## پارت پانزدهم### پژواکِ قدرتفضایِ درونِ بنا، ...

#شعر_معاصر 🍂دیری‌ست که از روی دلآرای تو دوریممحتاجِ بیان نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط