وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ،

وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ،
دگر آیینه ز من با خبر است ، که اسیر شب یلدا شده ام ،
من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ،
کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام . . .
دیدگاه ها (۴)

.. نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم ب...

تمام ان چیزی که درباره ی تودرسرم هست....ده کتاب می شود...اما...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد"هستی" ام،بی تو همه هستی من ...

یک " فنجان خالی "را که نگاه میکنمگلـویم به خاطر چای هاییکه ...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

زخم فراموشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط