یه وقتایی هم هست زیاد حالت جالب نیستا ولی خودتم خسته شدی
یه وقتایی هم هست زیاد حالت جالب نیستا ولی خودتم خسته شدی از غم!
یه وقتایی هست به همه فکر میکنی به جز خودت!
یه وقتایی خودتو مثل سوزن توی انبار کاه گم میکنی...
یه وقتایی نمیدونی...
بخندی...
گریه کنی...
خوشحال باشی...
ناراحت باشی...
و...
و...
و...
اصلا؛نمیدونی باید چیکار کنی...
تنها کاری که میکنی "سکوت" میکنی.
یه وقتایی عجیب دلت تنهایی توی یکی از روستاهای شمال میخواد...
دلت میخواد نه کسی بهت کار داشته باشه...
نه حرف بزنی....
نه توضیح بدی...
و نه، هیییچکار دیگه.
فقط ؛ دلت میخوادتنها باشی، با خودت خلوت کنی، یه لیوان چای داغ بگیری دستت...چشماتو ببندی و "گوش" کنی...!
یه وقتایی انقدر عجیب میشی که خودتم،خودتو نمیشناسی... :(
یه وقتایی میگی: من، همون دختر شیطون بابام بودم؟!
چی شد که انقدر پیر شدم...؟
یه وقتایی مثل الان فاز غم نداری...فاز شادم نداری...!
یه وقتایی دلت از عالم و آدم میگیره...
یه وقتایی میگی: غلط کردم اومدم این رشته!!!
خلاصه میگم...؛
یه وقتایی که کاری از دستت بر نمیاد "هیس" میشی و "سکوت" میکنی و مشتاقی "ببینی" چی میشه...
یه وقتایی هست به همه فکر میکنی به جز خودت!
یه وقتایی خودتو مثل سوزن توی انبار کاه گم میکنی...
یه وقتایی نمیدونی...
بخندی...
گریه کنی...
خوشحال باشی...
ناراحت باشی...
و...
و...
و...
اصلا؛نمیدونی باید چیکار کنی...
تنها کاری که میکنی "سکوت" میکنی.
یه وقتایی عجیب دلت تنهایی توی یکی از روستاهای شمال میخواد...
دلت میخواد نه کسی بهت کار داشته باشه...
نه حرف بزنی....
نه توضیح بدی...
و نه، هیییچکار دیگه.
فقط ؛ دلت میخوادتنها باشی، با خودت خلوت کنی، یه لیوان چای داغ بگیری دستت...چشماتو ببندی و "گوش" کنی...!
یه وقتایی انقدر عجیب میشی که خودتم،خودتو نمیشناسی... :(
یه وقتایی میگی: من، همون دختر شیطون بابام بودم؟!
چی شد که انقدر پیر شدم...؟
یه وقتایی مثل الان فاز غم نداری...فاز شادم نداری...!
یه وقتایی دلت از عالم و آدم میگیره...
یه وقتایی میگی: غلط کردم اومدم این رشته!!!
خلاصه میگم...؛
یه وقتایی که کاری از دستت بر نمیاد "هیس" میشی و "سکوت" میکنی و مشتاقی "ببینی" چی میشه...
- ۱۶.۷k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط