هم آغوشی تمام شده بود!

هم آغوشی تمام شده بود!
دختر ب خانه رویاهایش می اندیشیدو پسر به مکان بعدی!
دختر ب مردانگی عشقش وپسر ب فاحشگی دافش!
دختر ب خدای ناظر وپسر ب جسم حاضر!
هردو یک حس داشتند!
اما دختر فاحشه شده بود وپسر مردومنطقی!
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۵ صبح آرامی بود. نو...

زن سرنوشت ساز

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

هم آغوشی تمام شده بود!! دختر به خانه رویاهایش می اندیشیدو ...

هم آغوشی تمام شده بود ...دختر به خانه ی رویاهایش می اندیشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط