دوست داشتن ما با عالم و آدم فرق میکرد

دوست داشتن ما با عالم و آدم فرق میکرد
من و تو
وقتی دلتنگ هم بودیم،
نمی توانستیم همدیگر را در آغوش بگیریم
ما نمی توانستیم هر روز قرار های عاشقانه داشته باشیم
عصر ها نمی توانستیم  پیاده رو های ولیعصر را قدم بزنیم
ولی همدیگر را دوست داشتیم
با همه ی کارهایی که نمیتوانستیم بکنیم،
همدیگر را دوست داشتیم؛
من  تو را از همین جایی که هستم
از همان جایی که هستی دوست دارم،
از پشت همان پنجره ای که ختم میشود به آسمان تو ....

#عاشقانہ ها
دیدگاه ها (۸۸)

عاشقتم ملیکام بی نهایت تا ابد

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

( last minute )

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

عاشقانه های شبنم

★ازدواج اجباری...p³سرم گیج میرفت؛ نفسم بالا نمیومد!اصلا نفهم...

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط