_آینه اتاقت کو؟

_آینه اتاقت کو؟
+شکوندمش...
_چرا؟؟
+ازش میترسیدم-.-
_وا مگه آینه ترس داره؟
+میدونی؟وقتی بش نگا میکردم یکیو میدیدم که اصلا شبیه من نبود
اون دختری بود با چشمای درشت و خسته ولی من همیشه چشمام شیطون بود
اون دختری بود با موهای کوتاه و ژولیده ولی من که عاشق موهای بلندم بودم موهایی که از بچگی کوتاهشون نکرده بودم و همیشه مرتب و شونه کرده بود
اون دختری بود با صورتی بی روح که به زور لبخند میزد ولی من هیچوقت لبخند از رو لبام نمیرفت
آره میترسیدم از اون آینه و اون دختری که تصویرش تو اون آینه میوفتاد:)
دیدگاه ها (۱)

سناریو : وسوسه ی دارچینی

My lovely neighbor part : 74

رمان هفتمین سایه

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

+شکوندمش..:)_چرا؟+ازش میترسیدم;)_وا مگع ایینه ترس دارع😕 +مید...

+شِکوندَمِش:)-چِرآ؟+اَزَش میتَرسیدَم:)-وآ مَگه آیینه تَرس دآ...

+شِکوندَمِش:)-چِرآ؟+اَزَش میتَرسیدَم:)-وآ مَگه آیینه تَرس دآ...

رمان سنگ قلب مغرور پارت ۲پوست سفید مایل به گندمی دارم.اولین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط