پاییز همان فصل زرد زندگی تمامی ما آدم‌هاست. حال آدم همیشه

پاییز همان فصل زرد زندگی تمامی ما آدم‌هاست. حال آدم همیشه خوب نیست، همیشه سرحال نیست. روزهایی می‌رسند که زرد و خشکیده به زور خودمان را به شاخه‌ی زندگی چسبانده‌ایم، و فقط کافیست تا نسیم اتفاقی بوزد، و ما را بر زمین بیندازد، اما این پایان داستان نیست. باید دوباره جوانه زد، شکوفه شد، و از نو ساخت. پاییز اگر چه سرد، اما نوید گرمی دارد، و هیچگاه پایان ماجرا نیست، مگر ریشه‌های روحت پوسیده باشد! آنوقت است که هزار پاییز و بهار هم بروند و بیایند، جانت آرام نمی‌گیرد. خدا که در ریشه‌های روحت جاری باشد، هر چقدر سرد، هر چقدر زرد، هر چقدر دیر، اما دوباره برمی‌خیزی …
دیدگاه ها (۳)

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

╭─────────────── 🎀💜🎀 ───────────────╮🥹🦋 رمان‌خونای قشنگم، یه...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

پروانه جان

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۲ صبح روز مسابقه ، مدرسه از همیشه شلو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط