وصیت نامه عشق

وصیت نامه عشق
مرادرروزی بارانی دفن کنیدتاآتش قلبم خاموش گرددودرتابوتی بگذاریدازچوب تابدانند عشق من مانندچوب خاکسترشد دستهایم راروی سینه هایم قراردهیدتابدانندهمیشه دوست داشتم کسی رادرآغوش بگیرم چشمهایم رابازنگه داریدتابدانندهمیشه چشم انتظاربودم صورتم راروبه غروب آفتاب قراردهیدتابدانندعشق من غروب کرده وزندگی ام تمام شده مرادرآفتاب بگذاریدتابدانندعشقم شعله وربودوخواهدماند.......
دیدگاه ها (۱)

بعضی وقتا انقدر بیقرارش میشی که دلت میخواد فقط بری و بغلش کن...

چشم ازتواشک ازمندل ازتودرد ازمنقلب ازتوتپش از مننفس ازتومرگ ...

خدایاخستم.....

......

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽³:³🕊از ز...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد در طابوتی...

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و درطابوت...

وصیت نامه ی عشق مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خام...

وصیت نامه ی عشقمرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش...

وصیت نامه ی عشقمرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط