م نام خدا پارت 1 خلاصه در مورد دختره که پدر ومادرشو از دس

م نام خدا پارت 1 خلاصه در مورد دختره که پدر ومادرشو از دست داده و پس از تلاش های زیاد و بدون کمک کسی تونسته در یه جا مشغول تدریس زبان بشه ملکا صبح باصدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم پوففف بازم کلاس .دستور صورتمو شستم بازم مثله همیشه بدون خوردن صبحونه حاظر شدم . یه مانتوی سرمه ای با شلوار جین سفید و روسری سورمه ای ساعت سفیدمو انداختم و یه کفش اسپرت مشکی با کیف ستش و داشتم تو آینه نگاهی به صورتم کردم صورتی سفید با چشمای سبز ههه چه جگیریم من (اعتماد به سقف و) از اتاقم اومدم بیرون و یه نگاه به خونه انداختم خونه ای ویلایی دوبلکس و بزرگ ولی حیف که هیچ صدایی توش نیست یه زمانی اینجا مامانم صبحونه درست میکرد بابام سر به سرم میزاشت داداشم ... دیرم شد دیگه برم .. سوار سوزوکی مشکیم شدم و به آموزشگاه زبان رفتم . +سلام خام رفیعی پوشه و کتابهای کلاس شماره ی شیشو میدی ؟؟ _بله عزیزم بیا راستی بعد کلاس برو اتاق آقای مدیر کارت داره. +خدایییی چی کارم داره؟ _نمیدونم به من نگفت . +باشه بای. رفتم وارد کلاس شدم و مثله هر روز شروع کردم به درس دادن .بعد کلاس داشتم از در آموزشگاه بیرون میرفتم که رفیعی سرام زد _خانم بیگی خانم بیگی برید دفتر مدیر+وایییی خب شد گفتی داشتم پاک فراموش میکردم . فت دفتر مدیر یه آقای چاقه مهربون که واقعا مثله پدر دوسش دارم چون خیلی کمکم کرده.مثله همیشه بدون در وارد اتاق شدم .. آقای تقی‌زاده(مدیر)_تو که باز بدون در اومدی تو دختر جان ..+ببخشید آقای تقی زاده اومدم بگم کارم داشتین ؟؟؟؟؟؟_آره میخواستم بگم امروز یه آقایی اومد اینجا انگار از طرف شرکت (....)اومده بود بعد می‌گفت بهترین معلممون بفرستم اونجا.،+خوب من چی کار کنم
از حرف ها آقای تقی زاده خیلی تعجب کردم یعنی واقعا باید برم یه جای دیگه برای تدریس اونم کجایکی از بزرگترین شرکت ایران و کله گنده ترینش و البته بشم کییی؟؟؟؟معلم مدیر اون شرکت پوفففففف اینم از شانس گنده ماهه دیگه حالا اشکال ندارد از فردا میرم ببینم چی میشه با صدای آقای تقی زاده به خودم اومدم ._خانم حواستون کجاست؟؟+.سی ببخشید هیچی همینجاست خدافظ .بدون اینکه چیزی بگه از در بیرون رفتم و رفتم تو پارکینگ که دیدم یه پسره خوجمل داره به ماشینم نگاه می‌کنه و فحش میده ...رفتم با فاصله ی کمی از پشت وایسادم تا ببینم چی میگه .._چه قدر مردم بی فکرت ماشین قرازشونو میارن می‌زارن اینجا نگو معلوم نی صاحبش چه خریه .... با این کرفس داغ کردم و با دستام محکم زدم رو شونش که یهو برگشت._هییی چته دختره ی روانی .،+دختر. روانی تویی عمت بعدشم تو بیجا می‌کنی به ماشینه من میگی قرازه تازشم چه غلطا به من میگی خر خر تویی ...._باشه بابا باشه آروم معذرت می‌خوام حالا میشه ماشینتو برداری می‌خوام برم ...+,ایششش باشه ورمیدارم .یه نگاه به ماشینش انداختم اوهووووو جنسیس زرد عجب جیگری البته مثله صاحابش جیگره خخخخ ..رفتم سوار ماشین شدم و رفتم کنار از د پارکینگ با سرعت اومدم بیرون هنوز چند متر دور نشده بودم که خوردم به چراغ قرمز حالا خر بیارو باقالی بار کن ...پوففف .متوجه سنگینی نگاهی شدم برگشتم دیدم اون پسره تو پارکینگهه اشاره کرد شیشه رو بدم پایین که منم دادم ..+هان چیه چی کار داری؟؟؟؟_هیچی میخواستم بگم بیا مسابقه..+,مسابقه .باشه تا کجا ؟؟_تا سر چهارراه بعدی .+اوکی .به ثانیه شمار نگاه کردم۶..۵..۴..۳..۲..۱..حرکت سریع از بین ماشینا لایی می‌کشیدیم و بعد از کلی راه بالا خره من اول شدم رفتم یه گوشه پارک کردم و منتظر اون شدم اومد درست کنارمو گفت_٬نه خوشم اومد کوچولو خیلی بلدی.+بله پس چی فک کردی حالا جایزم کو؟؟؟..پسره با تمام پرویی برگشت طرفم و گونمو بوس کرد و گفت اینم جایزت .تا اومدم چیزی بگم سوار ماشین ش
دیدگاه ها (۱)

سلام قراره در این پیج رمانمو بزارم به زودی

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

My nurse

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

پارت ۷ دو دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت ∆ شما دانش آموز...

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط