یادتونه یه زمونایی تو دهن هممون افتاده بود،، هی میگفتیم

یادتونه یه زمونایی تو دهن هممون افتاده بود،، هی میگفتیم منو فلان چیز یا فلان کس همین الان یهویی؟؟؟ منم گفتم یه مرور بر خاطرات گذشتمون کنیم،اخه کیف میده.....

پس حالا منم به رسم قدیم میگم(منو جامدادیم همین الان یهویی!!!!!)
دیدگاه ها (۱)

سلام سلام دلم برا همتون تنگ شده بود

روباه کوچولوی من پارت بیست و شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ا...

(دلداده)(فلش به سه روز بعد )ویو جونگکوک الان سه روزه که ا/ت ...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت۳«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» ♡بحث رو عوض میکنی هوف، چشم الان میرم ولی قبل...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط