همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
دیدگاه ها (۱۹)

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

هوبی در ویورس🐿️: آرمی!! فهمیدم یه جایزه خیلی بزرگ گرفتیم. هم...

من میدونم که تنهایی چه حسی داره، من میدونم از اینکه هیچ کس س...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

اسلاید اول:🐥امروز وکالم توی اجرای زنده خیلی خوب از آب درنیوم...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط