مرا چه باک که فصل بهار می گذرد

مرا چه باک که فصل بهار می گذرد
بهار نیست چو بی روی یار می گذرد

برنگ و بوی تو یک گل میان گلها نیست
چه غم که فصل گل و لاله زار می گذرد

بدین خوشم ز بهار وخزان که بر من و دل
ز رفت و آمدشان روزگار می گذرد

به تار زلف تو ای آفتاب کشور حسن
که عمر من همه در شام تار می گذرد

مرا گرانی هجران با شتباه انداخت
وگرنه هر کس از این رهگذار می گذرد

بیزم عمر شرابی ربرنگ لعل تو نیست
عیث نه عمر من اندر خمار میگذرد

مخند ای گل سرخوش بداغ لاله ، مخند
که عمر بر تو واین داغدار می گذر د

برای آنکه نسوزند لاله ها زین داغ
بباغ عمر عماد از کنار می گذرد
دیدگاه ها (۳)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

مرا چه باک که فصل بهار می گذردبهار نیست چو بی روی یار می گذر...

ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟که روزگار تو در خواب ناز می ...

رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین استنشان قافله سالار عاشقان ای...

...ای که همه نگاه من، خورده گره به روی توتا نرود نفس ز تن، پ...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_نهمرخم چو #لاله ز خوناب دیده رنگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط