این روزها بیشتر از قبل حال همه را میپرسم...

این روزها بیشتر از قبل حال همه را میپرسم...
سنگ صبور غم هایشان میشوم...
اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم.....
اما یک نفر نیست که دست زیر چانه ام بگذارد سرم را بالا بیاورد و بگوید:حالا تو برایم بگو....
دیدگاه ها (۲)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

نمیبخشمت p.23

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

Fifteen

dark life = 20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط