گفته بودی

گفته بودی

که چرا محو تماشای منی؟!

و آنچنان مات،

که یکدم مژه برهم نزنی؟!

مژه بر هم نزنم

تا که ز دستم نرود،

ناز چشم تو

به قدر مژه بر هم زدنی ...

‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

مهمونی پارت ۳۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط