آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part63

نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم الان میزنه ناکارش میکنه

نیما:آراد چه حرکتی زدی بچه ترسیده

اخم کرده رفتم به سمت نیما

من:خاککک تو اون سرت نیما ینی خاکک تو سرتا برو بمیر

کفشامو برداشتمو از اتاق خارج شدم

چرا هیچکس نیست که یکم غیرت داشته باشع روم

اگه سعید میفمید مطمعنم میزد میکشتش

ولی خوب قرار نیست که بفهمه
داشتم میرفتم که ی نفر از پشت دستمو گرفت

برگشتم سمتش کیمیا بود

کیمیا:نفس ی لحظه صبر کن
باهات کار دارم

من:چیه چی میخوای

کیمیا:بابا نفس چرا اینجوری میکنی
بخدا من واسه نگفتنم دلیل داشتم

من:چه دلیلی مثلا

کیمیا:بهت توضیح میدم همچیزو
فقط تورو خدا امشبو خراب نکن
یکی از دلیلاش اینه که نخواستم تو نگران من بشی

من:اوکی ولم کن میخوام برم کار دارم

کیمیا:خوب منم میام باهات

من:باشه بیا

تو مغزم داشتم با خودم کلنجار میرفتم که ببخشمش یا نه ولی خوب بهترین رفیقم بود

نمیتونستم که نبخشمش
... ..
دیدگاه ها (۱۷)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part64نمیتونستم که نبخشمشرفتم جلوی درو منتظر ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

تقدیم به بهترین زندگیم@zaq0j

تقدیم به نگاه زیباتون

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

I can be myself with himPart⁹⁸دستش رو گرفتم..جلوی ماشین ایست...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

My nurse

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt²جی هوپ در حا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟳[ویو ا.ت] نفس عمیقی کشیدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط