هدیه ام از تولد

هدیه ام از تولد
گریه بود
خندیدن را
تو به من آموختی

سنگ بوده ام
تو کوهم کردی
برف می شدم
تو آبم کردی
تو خانه دریا را نشانم دادی

می دانستم گریه چیست
خندیدن را
تو به من هدیه کردی
دیدگاه ها (۱)

عمری گشتیم به دنبال دست خدا برای گرفتن غافل ار آنکه دست خدا...

عشق آمد خویش را گم کن عزیز قوتت را قوت مردم کن عزیز عشق یع...

روزگار عوض شد... مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو با ...

زندگی مثل اب توی لیوانه ترک خورده میمونه.. بخوری تموم میشه....

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

تمام قافیه بودی، منم که باختمتتو سرزمین خودم بوده‌ای که تاخت...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

عاشقانه های شبنم

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط