،زیر باران رفتم

،زیر باران رفتم

دلم از پاڪی باران لرزید؛

و نگاهم را شست،
و صدایم را برد،

و چہ زیباست؛
هم آغوش شدن با اشڪی،
ڪہ ز چشمانِ جهان می ‌ریزد؛

ڪاش باران بودم،
ڪہ دلی می ‌شستم..
دیدگاه ها (۱)

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

مهمونی پارت ۵۶

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط