اشکهایم که سرازیر می شوند

اشکهایم که سرازیر می شوند
دیری نمی پاید که قندیل می بندد
عجیب سرد است هوای نبودنت
سلام
به خدا بغز داره خفم می کنه.
از خدا گله کردم من که هیچی نیستم به هیچ دردی نمی خورم هیچ کس منتظرم نیس چرا باید بمونم
اما مرتضی باید بره
به خدا دارم می ترکم که نمی تونم برم بدرقش کنم
بچه ها داداشیا آجیا غم از دست دادن مرتضی دیگه تو این وضع چی بود؟
مهربونا داداشیا آجیا خوبم فعلا بستریم اما خوبم نگران نباشید شرمنده تک تکتونم
آقایMAK
آقا شهرام
آقا دانیال
آقا مسعود
جانو جون
سارا
سمانه
الهه
الهه
آقای اسمیت
آقا مهدی
آقا آرمین
بقیه داداشیا و آجیا که حافظم یاری نمی کنه
شرمنده همتونم نگران نباشید خوبم
بازم اجازه بدن سر میزنم بهتون
دیدگاه ها (۲۶)

سناریو بلولاک/قفل آبی

Six

سلام مهربون آجیا و داداشیای خودمببخشید نگرانتون کردمدوستای خ...

♨️چرا #غدیر رو بزرگش نمی‌کنیم؟بسم الله الرحمن الرحیم فَمَن ی...

♨️چرا #غدیر رو بزرگش نمی‌کنیم؟بسم الله الرحمن الرحیم فَمَن ی...

*شیرین* ..........چشاش خمار شده بود با گریه تکونش دادم گفتم ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق....پارت 182نیلوفر:چیزی نگفت فقط...چرا جد...

*مریم*هر چی فرزام تکون میدادم بیدار نمی شد محکم زدم به بازوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط