حکایت رفاقت

حکایت رفاقت
حکایت سنگهای کنار ساحله
اول یکی یکی جمعشون میکنی
بعدش هم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا
اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میادکه هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی
مثله...
دیدگاه ها (۱۴)

آب پری نور ببین چقد خوشگله...

اینم یه نمایه دیگه اون...

آری ....آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه ناپیداستو من به ...

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم....اما تو یکی دیگه رو...

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

⚔️✨سناریو شیطان کش✨⚔️اگه شیطان کش ها گربه بودن🐈🐾پارت۳🐍اوبـان...

My lovely neighbor part : 50

مهمونی پارت ۳۹

⚔️✨سناریو شیطان کش✨⚔️اگه شیطان کش ها گربه بودن🐈🐾پارت۲♡نزوکـو...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

ارغوان خوشگل بلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم و...

پارت ۱ساعت ۸ و ۱۷ دقیقه عصر_جونگکوک:نشسته بودم تو گیم نت و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط