fake kook

fake kook
part*⁷

ا.ت: خب باشه
رفتیم داخل بیمارستان
👩🏻‍⚕️: بفرمایید
ا.ت: اقای سویون جو تو کدوم اتاقه
👩🏻‍⚕️: اونطرف
کوک: وایسا ببینم
ا.ت: چیه
کوک: مگه نگفتی دوستت تصادف کرده
ا.ت: خب اره
کوک: پس سویون جو کیه
ا.ت: خب دوستمه
کوک: این که اسم پسره
ا.ت: خب اره
کوک: یعنی تو الان اومدی پیش دوست پسرت
ا.ت: دوس پسرم که نه ولی دوست صمیمی پسرم هست
کوک: باشه برو
ا.ت: تو نمیای
کوک: من چرا
ا.ت: خودت اومدی دنبالم دیگه کنارم میموندی تنهام نمیزاشتی
کوک: باید برم به اقای سویون جو بگو زود خوب شو حواست بهت باشه
ا.ت: جونگکوک
بدون اهمیت به حرفش از بیمارستان زدم بیرون رفتم سوار ماشین شدم ولی هیچ حرکتی نکردم فقط تو ماشین نشستم
دیدگاه ها (۳)

fake kook part*⁸فردا شبباز همه دور هم جمع شده بودن همه بودن ...

fake kook part*⁹کوک: توبرو داخل منم چند دقیقه دیگه میاما.ت: ...

fake kook part*⁶صبحاز دید کوکم.ک: صبح بخیرکوک: صبح بخیر ماما...

fake kook part*⁵نیم ساعت بعدداشتیم نگاه فیلم میکردیم که در ب...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark③⑨دستمو محکم‌تر توی دستش فشردم و آروم گفتم:ا...

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط