خواستـــم

خواستـــم
تـــا کــسی بـویی نـبرده
در تـمـام شـعـرهایـم ســـانســورت کنم
امـــا دیدم
چـــیزی باقـــی نـمـی مـــاند
جــــــــــــــز

” آغـــــوش بـــرهـنـه ی مـــــــــــــن’
دیدگاه ها (۱)

«دیگر نمی‌خواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. يك ر...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

خشنودی را ندیدم در کسیگر کسی ماند برایم،نماند منتیهر چه شنید...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط