fake kook

fake kook
part*⁴¹

تو ماشین
کوک: ا.ت خوبی
ا.ت: نه حالم بده
کوک: چرا داری گریه میکنی
ا.ت: ندیدی باهام چه رفتاری کرد و بیرونم
کوک: ا.ت ولی توهم باهاش بدرفتار کردی
ا.ت: دست خودم نبود خیلی عصبانی بودم
کوک: اونا پدر و مادرت بودن
ا.ت: ولی دیگه نیستن
کوک: من دخالت نمیکنم الان کجا میخوای بری
ا.ت: منو ببر خونه اگر نه خب خودم میرم
کوک: نه خودم میبرمت
ا.ت: نه منو ببر خونه عموم برم پیش پسرعموم
کوک: میخوای بری پیش پسر عموت
ا.ت: اره
کوک: 😡
ا.ت: نمیدونیستم غیرتی میشی😂خب منو ببر خونه خودمون
کوک: باشه

چند دقیقه بعد
کوک: رسیدیم
ا.ت: چه زود
کوک: اگه میخوای تا بریم دور بزنیم
ا.ت: نه نمیخواد خب ممنون
کوک: فردا صبح خودم میام دنبالت
ا.ت: نه
کوک: میام دیگه
ا.ت: باشه
کوک: ساعت چند بیام
ا.ت: ۷دیگه
کوک: باشه برو بخواب دیگه بیدار نمون
ا.ت: باشه
کوک: وایسا یه لحظه
ا.ت: چیه
کوک: 😘
ا.ت: من رفتم
کوک: مراقب خودت باش
ا.ت: توهم همینطور
رفتم داخل لباسامو عوض کردم کمی باخودم فک کردم که من الان تو همچین خانواده ای زندگی میکنم باید مثل خودشون باشم دیگه نباید مثل زندگی قبلیم رفتار کنم جونگکوک راست میگفت این سرنوشت منه

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*⁴²صبحبلند شدم اماده کردم یه لباس خوشگلی پوشیدم...

fake kookpart*⁴³یک هفته بعدشبزنگ زدم به کوککوک: الوا.ت: الو ...

fake kook part*⁴⁰رفتیم داخلپ: خیلی خوش اومدینم: اقا شما کی ا...

fake kookpart*³⁹کوک: چیزی شدها.ت: نه فقط میشه بریمکوک: باشه ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①⑨ا/ت: صبحانه باید چیز گرم بخوری نگران بودم ...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط