گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح

گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح
گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است

گفتی که باصفاتر از این نوبهار چیست؟
گفتم جمال دوست، بسی با صفاتر است
دیدگاه ها (۴)

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

موسیقی

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

توضيحات: روز تولد ای ان مادربزرگش که خیلی دوست اش داشت فوت ک...

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط