آنکس که مى گفت دوستت دارم، عاشقى نبود که به شوق من آمده ب

آنکس که مى گفت دوستت دارم، عاشقى نبود که به شوق من آمده باشد، رهگذری بود که روى برگ های خشک پاییزی راه مى رفت و صداى خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان مى کردم مى گوید دوستت دارم
دیدگاه ها (۴)

و شـاید پاییز...حکایتِ عشقِ زنجیروارِ برگ‌هاستهرکدام به خاطر...

بوی نارنگی، صدای باران،خش‌خش برگ‌های خیس زیر پا…پاییز که می‌...

صدای خش‌خش برگ برگ زرد و نارنجی چه قرمزه گونه‌هاتسرده هوای ...

💜💜بیا…این پاییز را از آن پاییزهایی کنیم که بوی باران و قهوه ...

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

نم نم صدای پاییز هم اومد...فصل ناب عاشقی...رفقای خوبم الهی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

عاشقانه های شبنم

#حرف ✍️دلمونوشتم پاییز که می‌شود، دلم انگار با برگ‌ها می‌ریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط