ادامه پارت ۷۶
ادامه پارت ۷۶
به طرفه ماشین رفت و بلافاصله سوار ماشین شد ..............به آدرسی که جیمین داده بود رسیدن درب ماشین را باز کرد و پیاده شد کمی تعجب کرد که اومدن اسکله با صدای راننده سمتش برگشت..... : تو کشتی اولی منتظر شما هستن اونجا
با انگشت اش اشاره به آن کشتی کرد دختره سری تکون داد و به طرف آن کشتی رفت رویه پله های کشتی که بالا میشد کنی ترسید چون تا به حال هیچوقت سوار کشتی نشده بود وارده آن کشتی زیبا و بزرگ شد به آرامی بدم برمیداشت تا اینکه جیمین را دید لبه کشتی ایستاده و به دریایی ابی نگاه میکرد با صدای ناز و مهربانش نجوا نمود ات : جیمین
به سمتش برگشت با لبخند به طرف اش قدم برداشت بلافاصله دست اش را گرفت و بوسه ای رو پشته دستش گذاشت به طرف مبل هدایت اش کرد و همانجا نشستن ...
به طرفه ماشین رفت و بلافاصله سوار ماشین شد ..............به آدرسی که جیمین داده بود رسیدن درب ماشین را باز کرد و پیاده شد کمی تعجب کرد که اومدن اسکله با صدای راننده سمتش برگشت..... : تو کشتی اولی منتظر شما هستن اونجا
با انگشت اش اشاره به آن کشتی کرد دختره سری تکون داد و به طرف آن کشتی رفت رویه پله های کشتی که بالا میشد کنی ترسید چون تا به حال هیچوقت سوار کشتی نشده بود وارده آن کشتی زیبا و بزرگ شد به آرامی بدم برمیداشت تا اینکه جیمین را دید لبه کشتی ایستاده و به دریایی ابی نگاه میکرد با صدای ناز و مهربانش نجوا نمود ات : جیمین
به سمتش برگشت با لبخند به طرف اش قدم برداشت بلافاصله دست اش را گرفت و بوسه ای رو پشته دستش گذاشت به طرف مبل هدایت اش کرد و همانجا نشستن ...
- ۱۸.۳k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط